الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
10
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
ابو القاسم بلخى گويد : وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ - 179 / اعراف از اين سخن كه مىگويند - ذَرَيْتُ الحنطةَ - گرفته شده يعنى گندم را خرد كردم كه اين سخن درست نيست و اعتبارى ندارد زيرا اصلش مهموز است . يعنى : ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ - از - ذرو - نيست چنان كه بلخى گفته است بلكه از ذرأ است چنان كه راغب آن را در واژه - ذرأ - بيان كرده . ذعن : مُذْعِنِينَ - 49 / نور فرمانبرداران و مطيعان . ناقة مِذْعَان : شتر رام . از اين واژه يك بار و يك آيه در قرآن آمده است كه مىفرمايد : وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ - 49 / نور يعنى : اگر اسلام و حقّ به سودشان باشد به سرعت بسويش مىآيند و گردن مىنهند و پذيرا مىشوند امّا در آيهء بعد مىفرمايد : همين كه ايشان دعوت به حكومت حقّ مىشوند روى مىگردانند در حالى كه گروهى از آنها بدروغ مىگويند ما به خدا و رسول ايمان داريم . ذقن : چانه و زنخدان خداى تعالى گويد : وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ - يَبْكُونَ - 109 / اسراء سر به زير مىاندازند و مىگريند مفرد - أذقان - ذَقَن - است . ذَقَنْتُهُ : به چانهاش زدم . ناقة ذَقُونٌ : شتر رام و سر به زير كه در راه رفتن از حركت گردن و چانهاش كمك مىگيرد . دَلْوٌ ذَقُونٌ : دلو و آوند ضخيم و كج ، كه تشبيهى است به حالت كجى گردن . ذكر : الذِّكْر : يادآورى است . گاهى چيزى به ياد مىآيد و مراد از آن حالتى است در نفس كه بوسيلهء آن انسان چيزى را كه معرفت و شناخت آن را قبلا حاصل كرده است